|
صبح انتظار هزار بار نوشتم و پاره كردم باز نيامدي و دلم را ستاره كردم باز چقدر شعر شدم و شعرهاي آبي رنگ رديف و قافيه و استعاره كردم باز چقدر سوره شدم آيه آيه دلتنگي چقدر محض شما استخاره كردم باز دلم گرفته از اين شهر هاي بي موعود تمام پنجره هارا دباره كردم باز كنار پنجره ، گلدان ، تنگ ماهي ها به سمت روشن چشمت اشاره كردم باز كسي نخواند برايم ، تلاوت سبزي براي آمدنت استخاره كردم باز دخيل بسته دلم ، روضه اي بخوان آقا هواي كودك بي گاهواره كردم باز دوباره جمعه غروب است ساكت و بي روح نيامدي و دلم را ستاره كردم باز... (حامد حجتي)
|